ایـــــلـــــیـــــای نــــــاز خـــــالـــــه مـــــرجـــــان ایـــــلـــــیـــــای نــــــاز خـــــالـــــه مـــــرجـــــان ، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره

ღ ایــلــیــا،پــســر بــهــار ღ

گاهی صبوری،باید...!

1392/3/13 18:12
725 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خداوند مهر و ماه!

سلام....!

راستش هیچوقت دوست نداشتم تو وب ایلیا از غم و غصه بنویسم!

دوس داشتم اگر هم مشکلی بود اینجا ثبتش نکنم!

اما....!

من باخودم قرار گذاشته بودم هر چیزی که مربوط به"ایلیا"ست رو اینجا بنویسم!

پس پسرکوچولوی ناز خاله متاسفانه مجبوره وقت خوندن خاطراتش این روزهای یه کمی سخت رو هم بخونه!

متاسفانه ایلیا 92/03/19 یه عمل داره!

یکی از رگای قلب کوچولوش بازه که باید توسط عمل بسته بشه!

روزای سختیه!برای هممون!

همه فکر کوچیک بون ایلیا رو میکنیم!

اما خب....!اون خدایی که این فرشته رو بی منت بهمون بخشیده،خودشم حفظش میکنه!

دکترش گفته که عملش سخت نیس،آسونه!

بازم توکل به خدا!

چشممون به دستای توانگرشه!

میدونیم که "ایلیا"ی نازمونو صحیح و سالم نگه میداره!

اما خب....!

هرچی که باشه تو دل مامانم و مریم(مامان ایلیا)الآن غوغاس!

هرچند که خودمم دست کمی از اونا ندارم،اما باز من میتونم یه کمی ظاهرمو حفظ کنم،و به روی خودم نیارم!

خیلی نمیتونم اینجا بنویسم چون میدونم مامان ایلیا اینجارو میخونه!

منم دوس ندارم باحرفام بدتر روحیه ی اونو تضعیف کنم!

شاید بعدا یه پست رمز دار گذاشتم!

دوستای گلم،ازهمتون عاجزانه التماس دعا دارم!

خیلی دعامون کنید!

سعی میکنم زود بنویسم!

*برای ایلیا!

پسر طلای من!غمت نباشه!

خدا هس!همیشه ی همیشه ی همیشه!

قراره تو یکی از بیمارستانای خوب،به دست یکی از بهترین دکترا عمل شی!

همش اینو میخونم و دلم کمی آروم میشه!

گر نگه دار من آن است که من میدانم   شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

خاله مرجان!

16/03/92

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (28)

پرهام ومامانش
13 خرداد 92 18:41
بامید خدا که سلامتی کاملشو بدست میاره
مامان محمد و ساقی
13 خرداد 92 19:20
سلام عزیزم از قسمت پرسش و پاسخ اومدم اینجا همینطور که امیدتون به خدا و بعد از اون به دکترهاست پس ناامید نشو.حتما" حالش خوب میشه.خدا رو شکر تو ایران دکترهای قلب خوبی داریم.ایشالله ایلیا جون همیشه سلامت باشه
زهرامامانه ایلیا جون
13 خرداد 92 21:29
عزیزم به حق حضرت علی امیدوارم عمل به راحتی انجام شه و بعد از عمل هم ایلیا ی خوشگل ما درد نداشته باشه به حق جدم خدایا کمکشون کن امــــــــــــیـــــن
الهام مامان علیرضا
13 خرداد 92 21:40
ایشالا به زودیِ زود شامل بهبودیِ کامل این گل پسر باشیم اللهم اشف کل مریض
متین مامی ایلیا
13 خرداد 92 22:40
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایی خیلی شکه شدم باورم نمیشه ایشالا که حالش خوب خوب میشه و میای اینجا از سلامتیش برامون مینویسی عزیزه دلم منم روزای خوبی رو نمیگذرونم یه چند وقت بود نتونستم به وب ایلیا جون سر بزنم امروز که اومدم شکه شدم از طرف من ببوسش مرجان جون
متین مامی ایلیا
13 خرداد 92 22:41
خدایا! غیر از تو چه کسی را داریم که این قلبهای خسته و سرشار از نیاز را به درگاهش آوریم... ای پادشاهِ عاشقی ، که رحمت و بخشایشت در حق بندگان، حد و مرزی ندارد... ایمان دارم ، این دستهای خالی را که به آستان رحمتت بلند شده، پر از عاشقانه های استجابتت می کنی...
هنگامه
13 خرداد 92 23:00
الهی خاله هنگامه برات بمیره... دردت به جونم خدایا ایلیامو به خودت سپردم
خاله نسترن
13 خرداد 92 23:26
سلام عسیسانم...خوفین؟ مرجان چرا زودتر نگفتی...توقع نداشتم که تو وب ایلیا خبرشو بشنوم...اونم یهویی!!! ایلیا جونم ایشالله عملت به راحتی پیش میره و زودی خوب میشی خاله...منم ئکوچولو بودم به خاطر یه مریزی که گرفتم..تو مین سن تو کهبودم کلی سوزن و دارو خوردم..غمت نباشه،میگذره جیجرم...
مامانی اوستا و امیر رضاجان
14 خرداد 92 1:46
توکلت به خدا باشه عزیزم. به امید بهبودی و سلامتی هر چه زودتر ایلیا جون
مامانی رادین جونی
14 خرداد 92 2:38
مرجان جون خیلی ناراحت شدم خوندم به جون رادینم اشک که از چشمام داره میریزه آخه ایلیا جون خیلی کوچولو وای بیچاره مامانش بیشتر مراقب مامانش باشین خیلی سخته شاید آدمی تا مادر نشده باشه نمیدونه که چه عالمی داره ولی خیلی خوشحالم که عمل آسونی داره زودی بیاو خبرهای خوب و بهمون بده ما همه منتظرتیم
مامانی درسا
14 خرداد 92 3:44
عزیزم توکلت به خدا ...... ایلیا جون انشاالله شما 120 تا 19/3/...... روز رو با چشمای نازت میبینی خاله مرچان و تموم خاله های نی نی وبلاگی دعاهاشون بدرقه ی راهته عزیزم ....... انشاالله دستای مهربون خداوند نگهدارت باشه ...الهی آمین
یاشار
14 خرداد 92 12:52
فدای قلب پاک این خاله مهربون به امید خدا خوب میشه منم یه دوست دارم که اسم پسرش ایلیاست اونم از بدو تولد همین مشکلو داشت الانم کلاس اول دبستانه وخوبه خوب فقط یه کم لاغره تو همسن خواهرزاده منی شما دهه هفتادیها قلب رئوفی دارید و هر چی بخواید خدا بهتون میده عزیزم
مامان پارسا
14 خرداد 92 13:26
از خدای مهربون میخوام که ایلیا جان زودتر سلامتیشو بدست بیاره حتما واسش دعا می کنیم. تو رو خدا نتیجه عملشو حتما بنویسید . از طریق وبلاگ ایلیا جون ازتون خبر می گیرم.
هنگامه
14 خرداد 92 14:56
عشق خاله برات آیت الکرسی خوندم دلت آروم سپردمت به خدایی که همیشه هوای فرشته هاشو داشته
مامان مهیار
14 خرداد 92 15:19
ایلیا جون الهی که زودتر خوب شی و خدا به مامان و بابا هم صبر زیاد بده تا با قوت بیشتری این روزو سر کنن
لیلا مامان پرنیا
14 خرداد 92 21:17
براش خیلی دعا کردم خیلیییییییییییییییییییییی امیدوارم دفعه بعد که اومدم خوبه خوب شده باشه فقط زود خبرش رو بزار که منتظرم
خاله ی امیرعلی
14 خرداد 92 23:25
الهی بگردم... ب امید خدا و ان شاالله عمل ایلیا جونی با موفقیت انجام میشه عزیزم..
مامان نورا
15 خرداد 92 0:16
عزیزم اگه قابل باشیم خوب واست دعا میکنم انشالله زود زود خوب شی گلم به خدا توکل کن منم اون شعر رو همیشه واسه خودم میخونم خیلی آروم میشم
مامان آلما
15 خرداد 92 22:32
انشاالله که به خیر و خوشی عمل میشه و زود زود هم خوب میشه نگران نباشید. به خدا توکل کنید. خدا خودش هوای همه ی بچه های پاک و معصوم رو داره
مامان پارسا
16 خرداد 92 9:32
عزيزم نگران نباشيد به خدا توكل كنيد برادر من مشكل مادرزادي قلبي داشت يك رگش باز و يك رگش بسته بود وقتي كلاس دوم ابتدايي بود عمل شد فكر كنم سال 73 بود اونموقع علم پزشكي اين همه پيشرفت نكرده بود ما هم خيلي ترسيديم ولي خدا را شكر مشكل رگ بازش با يك معجزه حل شد و فقط رگ بستش عمل شد و هيچ مشكلي براش پيش نيومد و الان دانشجوي دكتراس به اميد خدا ايليا جونم بسلامتي عمل ميشن و آقاي دكتري ميشه واسه خودش
بابایی ایلی بابا
16 خرداد 92 12:08
سلام به دختر مهربونم خاله هاتی ایلی بابا درسته که همه ما بخاطر ایلی بابا نگرانیم ولی با توکل بخدا همونی که این هدیه عزیز رو به خانواده ماداده به خودش میسپاریم تا دیگه دل نگرانی بی معنا باشه وانشالله روز یک شنبه خبر سلامتیش رو ازوبلاگش به اطلاع همه برسونی پس تا یک شنبه دست به دعا بردار وهمه رو دعاکن ازشما مامانهای خوب هم میخوام که درکنار کوچولو های خودتون ایلی بابای ما رو هم دعا کنید
مامان مریم
17 خرداد 92 23:46
من مامان مریم ایلیا هستم. پسرم تاج سرم همه کسم یکشنبه میره زیر تیغ جراحی و من هیچ کاری نمیتونم براش بکنم. کاش جای تو قلب مامان مریمو تیکه پاره میکردن. کاش تو سالم بودیو و فقط من بودم که مریض میشدم مادرررررر. دردو بلا هاتو به جون میخرم پسر کوچولوم. بس که اشک ریختم دیگه گلو درد امونم نمیده تورو به صاحب اسم ایلیا قسمتون میدم کنار نازدونه هاتون نشستین دستاشونو بگیرین بالا و برای ایلی گلی من حمد بخونیننننن. خدایاااااا منو با ایلیا امتحان نکن.
ستاره زندگیم
18 خرداد 92 6:48
سلام به امی خدا زود خوب میشه توکلت به خداباشه
نسرین خاله اسما
18 خرداد 92 20:32
واااااااااااااااااااای مرجان جونم چند وقت پیش تو قسمت پرسش و پاسخ دیدم و اومدم وبت و خوندمش نمیدونی چقدر ناراحت شدم الان من میدونم تو دلت چی میگذره و چه حسی داری انشالله که این کوچولوی نازمون به سلامتی بره عمل و برگرده و بازم خاله مهربونش برامون از شیطونیاش بگه مرجان جونم میدونم چقدر ناراحتی ولی زیاد ناراحت نباش به امید خدا انشالله این روزهای بد هم سپری میشه و بازم از خوشی ها تو وبلاگ ایلیا جونم مینویسی فقط و فقط منم مثل تو میتونم این و برات بگم که *گر نگه دار من آن است که میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد * راستی ببخش عزیزم که دیر اومدم وبت و برات کامنت گذاشتم این چند وقتی امتحاناتم شروع شده برا همون خدایا تو نگه دار همه ی کوچولو ها باش (آمین )
مامان محمدسروش
19 خرداد 92 12:19
دعا می کنم هر چه زودتر سلامتیش رو به دست بیاره نگران نباشید توکل کنید.
بابایی ایلی بابا
20 خرداد 92 16:23
سلام خاله هاتی با دعا های شما وسایر مامانهای خوب وبلاگ به سلامتی عمل ایلی بابا به خیر گذشت ازهمه تشکر میکنم وآرزوی سلامتی برای همه بچه ها ومامان هاشون رو ازخدا دارم
mAhyA
20 خرداد 92 20:05
حال ایلیا خوبه عملش چه طور بود؟ خواهش میکنم بهمون خبر بدید...
سمان مامان آرشیدا
3 تیر 92 4:50
خاله مرجان دیدی اون روزای سخت هم گذشت و ایلیا جون به سلامتی عمل شد. این پسر کوچولوی صبور تو این مسابقه هم برنده شد. خدا رو شکر که همه چیز خوب پیش رفته. بیا خبرای خوش رو هم بنویس عزیزم.