ایـــــلـــــیـــــای نــــــاز خـــــالـــــه مـــــرجـــــان ایـــــلـــــیـــــای نــــــاز خـــــالـــــه مـــــرجـــــان ، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره

ღ ایــلــیــا،پــســر بــهــار ღ

عیدت مبارک پسر جون!

1392/1/6 20:57
697 بازدید
اشتراک گذاری

 

به نامت مهربانم!

سلام پسر جون!

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب!

امسال اولین عیدی بود که تو،وروجک من،با ما سر سفره ی هفت سین نشستی!

نمیدونم،شاید دعا هم کردی!

اینروزا یه کم سرما خوردی!بیقراری!

آخه این همه گریه برای چیه پسر جون؟مرد باش!قوی باش!

تو راه درازی در پیش داری پسر!تحمل داشته باش!

میدونی امسال عید چی قشنگ بود؟وجود تو،......آره"وجود تو"!

این خیلی قشنگه که برای خوش آمد گویی به سال جدید یه "اتفاق قشنگ"هم تورو همراهی کنه!و "اتفاق قشنگ" امسال،"تو"بودی پسر جون،آره"تو"!

تو،"قشنگترین اتفاق"سال 91 بودی!

اون سال ِسنگینو بعداز کمک "خداوند"فقط و فقط "وجود تو"قابل تحمل کرد!

نمیگم سال بدی بود،نه ولی یه کم طاقت فرسا گذشت!

اتفاقای زیادی افتاد!مامان مریم یکی دوبار عمل شد!

اما خدارو صد هزار بار شکر که هر اتفاقی که افتاد به خیر گذشت و تمام شد!

اما میدونی وجود این سختیا باعث شد من چیو بفهمم؟

باعث شد بفهمم مَرد ِروزای سخت هستم یانه؟

باعث شد بفهمم تو شرایط سخت هم میتونم به اونی که میخوام برسم یانه؟

آره،من مَردِ روزا و شرایط سخت هم بودم!

خدایا شکرت!

امیدوارم سال 92 برای همه سال خیلی خوبی باشه!آمین!

میدونی پسر جون؟وقتی فکر میکنم دیگه چیزی به "یک سالگیت"نمونده دلم یه کمی میگیره!چه زود داری بزرگ میشی،چه زود داری مرد میشی!

یه کم آهسته تر،چقدعجله داری پسر جون!

راستی پسر جون،یه کم سنگین باش!تا یکی دست میزنه یا بشکن میزنه یا از tv یه آهنگ شاد پخش میشه سریع خودتو تکون میدی!

من فدای تو بشم پسرجون!

انقده قشنگ برای خودت حرف میزنی و صدا میاری که حد نداره!

آخه تو چرا انقد خوردنی هستی پسر جون؟

هرجا،هرکی که میبیندت عاشقت میشه!

+راستی پسر کوچولو،ممنونم که وقتی بغل کسی هستی و خاله میاد سمتت،سریع دستتو دراز میکنی تا بغل بگیرمت!

کلی جلوی بعضیا حفظ آبرو میکنی! :)

خاله رو ببخش!باید زودتر تبریک عیدو برات مینوشتم!بذار به حساب اینکه خاله اینروزا یه کم دلتنگه!

میبوسمت عشق من!

الهی که 120 سال عیدرو با شادی و خوشی جشن بگیری و سایه ی مامان و بابا بالای سرت باشه!

گلم،قبل عید رفته بود برای خونه خرید بکنه!

عزیزکم!

اینم گل ِمن کنار سفره ی هفت سین!

ایلیا و هفت سین!

عسلم!

اینم آقا ایلیا،روز اول عید،بغل خاله مرجانش!

ایلیا گلی،بغل خاله مرجانش!

خاله مرجان!

92/01/6

خاله مرجان نوشت:دوستای گلم،سال نوتون مبارک!سالی سرشار از عشق و شادی و آرامش و سلامتی براتون آرزو میکنم!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

نسرین خاله اسما
6 فروردین 92 23:05
ای جونم چقدر بزرگ شدی مااااااااااااااشاله چشم نخوری راستی سال نوتون مبارک انشاله که سالی خوبی رو در کنار هم داشته باشین
راستی مرجان جون خیلی خوشحال شدم که به وبم اومدی اخه ادرس برخی از دوستامو نتونستم پیدا کنم واسه همون نتونستم لینکت کنم ولی حالا تونستم بیام بهتون سر بزنمو و دوباره لینکت کنم
از طرف من ایلیا جون و ببوسش


مرسی عزیزم!سال نو شمام مبارک!
عیب نداره عزیزم!
سمان مامان آرشیدا
7 فروردین 92 3:02
سال نوی شما و ایلیا کوچولو مبارک باشه.
ایشاللا سال خوبی باشه برای همه خونوادتون.


ممنونم!همچنین!